شايد وقت آن رسيده باشد تا پارو را رها كنم

شايد آنچه از آن ميترسم آنچنان هم ترسناك نباشد

شايد مرگ همان رهايي است

دستانم را مي گشايم تا با آغوش باز پذيرايش باشم

شايد مرگ از راه برسد

آسوده خواهم شد

ديگر به اين دنيا بازنمي گردم

دنيا را نمي خواهم

دنيا و تمامي متعلقات آن ارزاني شما

مرا به حال خودم رها كنيد

ديگر هيچ نمي خواهم

هيچ